۱۴۰۵ خرداد ۳, یکشنبه

رباعیات مهدی یعقوبی(هیچ)

 

عمری شب و روز راه را پیمودن 

بی آنکه دمی به زندگی آسودن

روزی که نه دور چون غباری در باد

راهست ولی که من نخواهم بودن

مهدی یعقوبی(هیچ)

در رود که آسمان به خود می نگرد

روز و شبم از خیال تو میگذرد

در خلوت چشمه سار آرام آرام

عطر گل سرخی دل من را ببرد

مهدی یعقوبی(هیچ)

عطر غزلی، شکوفه زاری در من

مهتاب فراز بیشه زاری در من

در گستره سکوت راز الودم

آرام عبور جویباری در من

مهدی یعقوبی(هیچ)



در باد شقایقی سحر می رقصد

در اوج به هر موج خزر می رقصد

 پروانه عاشقی در اعماق دلم

با خاطره ات که شعله ور می رقصد

مهدی یعقوبی(هیچ)



گاهی که من از خویش رها میگردم

مانند پرنده در هوا میگردم

از زمزمه زلال و روح انگیزی

هرم ابدیتی فنا میگردم

مهدی یعقوبی(هیچ)

این زمزمه ها به تار و پودم از کیست

بر بام و درم غباری از ظلمت نیست

نور ابدیتی درخشانم کرد

موسیقی عشق در رگانم جاریست

مهدی یعقوبی(هیچ)