۱۳۹۷ فروردین ۱۸, شنبه

اسلام که آمد همه شادی ها مرد



اسلام که آمد همه شادی ها مرد
رویای شقایقان زیبا پژمرد
با تیغه شمشیر خدا را آورد
از سفره ما گرسنگان نان را برد
مهدی یعقوبی

 

۱۳۹۶ اسفند ۳, پنجشنبه

وقتی خبر مرگ تو را آوردند



قند و عسل و ساز و نوا آوردند
از خانه شراب کوچه ها آوردند
مردم همگی ترانه خوان رقصیدند
وقتی خبر مرگ تو را آوردند

مهدی یعقوبی


۱۳۹۶ اسفند ۱, سه‌شنبه

در خون و تجاوز که مسلمان کردند




از گور در آمدند و ویران کردند
در خون و تجاوز که مسلمان کردند
پیشانی چنگیز مغول را که سفید
شیخان فرومایه در ایران کردند

مهدی یعقوبی

با کودک مرده در بغل یک مادر



در زوزه برف و بادها شام سیاه
رنجور و گرسنه مادری بر درگاه
با کودک مرده در بغل خشماگین
فریاد که می کشید در کرمانشاه

مهدی یعقوبی


۱۳۹۶ بهمن ۲۲, یکشنبه

یک عده قرمساق که بر منبرها



مانند سگان هار در هر سویند
از تیره تازیان دشمن خویند
یک عده قرمساق که بر منبرها
در میهنم از حجاب زن می گویند

مهدی یعقوبی


۱۳۹۶ بهمن ۳, سه‌شنبه

یک جو که نمی ارزد هم آزادی



آیا به پس ظلمت شب شبگیر است
یا جهل و جنون و آتش تکفیر است
یک جو که نمی ارزد هم آزادی
اندیشه و افکار اگر زنجیر است

مهدی یعقوبی

۱۳۹۶ دی ۱۶, شنبه

اتفاق زیبا




آرام که میوزید بر رویم باد
میخواند پرنده ای که در باران شاد
ناگاه به کوچه اتفاقی زیبا
با دیدن تو زندگی من افتاد

مهدی یعقوبی

۱۳۹۶ دی ۱۲, سه‌شنبه

یک عده قرمساق که با نام خدا



برخاسته از درون گورستانند
با ظلمت و تیرگی که هم پیمانند
یک عده قرمساق که با نام خدا
سرمنشاء هر فساد در ایرانند

مهدی یعقوبی