۱۳۹۶ خرداد ۱۶, سه‌شنبه

لبخند زدی شکوفه ها باز شدند



ناگاه که کوچه ها پر آواز شدند
از شوق پرندگان به پرواز شدند
بر روی رواق خانه بر چهره من
لبخند زدی شکوفه ها باز شدند

۱۳۹۶ خرداد ۱, دوشنبه

گفتم ز چه رو پرنده زندانی



گفتم ز چه رو پرنده زندانی 
شب تا به سحر چنین غمین میخوانی
ناگاه که طبل رعدها غریدند
سرتا سر آسمان که شد بارانی

مهدی یعقوبی

۱۳۹۶ اردیبهشت ۳۱, یکشنبه

رویای تو در سکوت عطرآگینم



از دشت که میوزید بادی شبگرد
سر زیر پرش پرنده ای در شب سرد
رویای تو در سکوت عطرآگینی
دنیای مرا پر از شقایق می کرد

مهدی یعقوبی

۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۸, دوشنبه

از چشمه خورشید که با کوزه نور



در خوف و خطر که دربدر می گردم
دنبال سحر کوه و کمر می گردم
از چشمه خورشید که با کوزه نور
در نیمشبی به خانه بر می گردم

مهدی یعقوبی

۱۳۹۶ فروردین ۳۱, پنجشنبه

چون باد به کوه و دره را می مانم



چون باد به کوه و دره را می مانم 
چون ابر بر آسمان که سرگردانم 
از راز شگفت  آفرینش حیران
در گستره جهان بی پایانم 

مهدی یعقوبی

۱۳۹۶ فروردین ۳۰, چهارشنبه

آهنگ سفر



از دور که باد عطر تو را می آرد
آهنگ سفر دلم که در سر دارد
از باغ خیالت که به شبها گل گل
ایوان و در و پنجره ام می بارد

مهدی یعقوبی


۱۳۹۶ فروردین ۲۹, سه‌شنبه

در رود زلال کهکشانهای عظیم



گاهی که من از تنم جدا می گردم
در پهنه بیکران رها می گردم
در رود زلال کهکشانهای عظیم
دنبال کسی به ناکجا می گردم

مهدی یعقوبی