۱۳۹۷ دی ۲۰, پنجشنبه

از هیچ به هیچ، زندگی هیچ نبود!؟



بین دو عدم جرقه صحرای  وجود
فواره زدن فرود از اوج صعود
در فاصله درود و بدرود آهی
از هیچ به هیچ، زندگی هیچ نبود!؟

مهدی یعقوبی

۱۳۹۷ دی ۱۹, چهارشنبه

ما متحدیم که در ره آزادی







ما متحدیم که در ره آزادی
چون غرش رعد در گلو فریادی
در لرزه در آوریم و ویران بکنیم
بنیاد تو را نظام استبدادی 
مهدی یعقوبی

۱۳۹۷ دی ۱۸, سه‌شنبه

در باد شکوفه های باران می ریخت






در باد شکوفه های باران می ریخت
آهنگ و غزل به واحه جان می ریخت
 از روزن خاطرات مه آلودی
عطر گل سرخ روی ایوان می ریخت
مهدی یعقوبی

 

۱۳۹۷ دی ۱۷, دوشنبه

سر گر برود می نرود از دستم



ای شیخ من از مذهب و دینت رستم
زنجیر گسستم از قفس پر بستم
با نام خدا بزن که شمشیرت را

گر سر برود می نرود از دستم

مهدی یعقوبی

۱۳۹۷ دی ۱۶, یکشنبه

در گستره ستارگان






گاهی دل من که در تلاطم بشود
از پرتو عشق در ترنم بشود
روحم پر و بال می گشاید در اوج
در گستره ستارگان گم بشود
مهدی یعقوبی

۱۳۹۷ دی ۱۵, شنبه

با جنگل سبز



با جنگل سبز تا ابد پیمانها
زنجیر گسستن از دل زندانها
همواره به مثل شیر در خوف و خطر
غریدن و حمله ور شدن میدانها
مهدی یعقوبی

۱۳۹۷ دی ۱۴, جمعه

در پرسه به دشت آرزوها بودم



در پرسه به دشت آرزوها بودم
دنبال گلی به چشم اشک آلودم
شب بود و سکوت سایه ای وحشتزا
ژرفای دلم  سپیده دم معبودم
مهدی یعقوبی

۱۳۹۷ دی ۱۳, پنجشنبه

آنسوی زمان به بیکران رقصیدن



در عطر سحر که نغمه خوان رقصیدن
در بال پرنده آسمان رقصیدن
با روح جهان یکی شدن آهنگین
آنسوی زمان به بیکران رقصیدن
مهدی یعقوبی

 

۱۳۹۷ آذر ۲۴, شنبه

جلاد چه کرده ای که هر ایرانی



نفرین به تو از جگر که بر می آرد
چنگیز مغول تو را که می پندارد
جلاد چه کرده ای که هر ایرانی
در دل همه آرزوی مرگت دارد

مهدی یعقوبی

۱۳۹۷ آبان ۲۱, دوشنبه

دنبال گلی جهان که ناپیدایم




عمری به دل برکه ای از رویایم
در باغ ستارگان که در نجوایم
در گستره خیال عطرآگینی
دنبال گلی جهان که ناپیدایم
 
مهدی یعقوبی

۱۳۹۷ آبان ۲۰, یکشنبه

با گله گرگها شما همسویید




با گله گرگها شما همسویید
از پنجه ظالمان که خون می شویید
دشمن که هم اینجاست همین خانه ما
از ظلم و جنایت فقیهان گویید
مهدی یعقوبی
 

۱۳۹۷ شهریور ۲۷, سه‌شنبه

تا وادی کربلا که سرگردانیم




تا وادی کربلا که سرگردانیم
در روضه شب و روز به قبرستانیم
در دور تسلسلی که از جهل و جنون
ما تا به ابد که در جهان می مانیم

مهدی یعقوبی

۱۳۹۷ شهریور ۲۱, چهارشنبه

من عاشق کردستانم





زیبایی جاودانه ی ایرانم
خورشید شراره می کشد در جانم
غرنده تر از شیر که در میدانها
من تا به ابد عاشق کردستانم

مهدی یعقوبی
 

۱۳۹۷ شهریور ۳, شنبه

از کنج قفس



از جنگل سرسبز جدایش کردند
 زنجیر که با قهقهه پایش کردند
از کنج قفس پرنده را صیادان
بالش که شکستند رهایش کردند
مهدی یعقوبی

۱۳۹۷ مرداد ۲۴, چهارشنبه

هر لحظه جهان که در تکاپو بودن




 هر لحظه جهان که در تکاپو بودن
بیزار که در برکه شب آسودن
در زیر تگرگ و غرش توفانها
با نغمه خورشید که پر بگشودن
مهدی یعقوبی