۱۳۹۶ آبان ۲۲, دوشنبه

سوسوی چراغ خانه ها را کشتند



با داس و تبر جوانه ها را کشتند
بر روی لبان ترانه ها را کشتند
در نیمشبان به پوزه خون آلود
سوسوی چراغ خانه ها را کشتند

مهدی یعقوبی

۱۳۹۶ آبان ۱۹, جمعه

شاید سخنم دهد سرم را بر باد



شاید سخنم دهد سرم را بر باد
اما که بر آرم به لبم بادا باد
بر مهر نماز و تسبیح و سجاده
ای شیخ که بر خدای تو لعنت باد

مهدی یعقوبی


قافیه « باد» در در دو بیت هر کدام معنای متفاوتی دارند .


۱۳۹۶ آبان ۱۵, دوشنبه

پاییز



نارنجی و زرد و سرخ و روح انگیزی
از عطر دلاویز غزل لبریزی
یک پنجره ی شکفته بر رویاها
پاییز تو جادوگر رنگ آمیزی

مهدی یعقوبی


۱۳۹۶ آبان ۱۱, پنجشنبه

یک لقمه نان به صد هزاران ملا



از فقر و گرسنگی تنم می لرزد
مادر که به پیش چشم من پرپر زد
یک لقمه نان به صد هزاران ملا
با مسلک و دین و مذهبش می ارزد

مهدی یعقوبی


۱۳۹۶ مرداد ۲۸, شنبه

بیکرانه نور



آنگاه که از خودم جهان دور شدم
از عطر ستارگان که مسرور شدم
در وسعت بی نهایتی آهنگین
پرتاب به بیکرانه نور شدم

مهدی یعقوبی

۱۳۹۶ تیر ۱۵, پنجشنبه

در میهن من



در میهن من که چهره ای خرم نیست
جز ضجه و تابوت و غم و ماتم نیست
بر سفره خالی که پدر شرمنده
گویی که خدا به وسعت عالم نیست

مهدی یعقوبی

تاریخ جنایت است تاریخ شما



شمشیر دو لب نشسته بر گردن ما
یا چوبه اعدام که یا دین خدا
هر گوشه به گوشه ناله و غصه و آه
تاریخ جنایت است تاریخ شما

مهدی یعقوبی

۱۳۹۶ خرداد ۱۶, سه‌شنبه

لبخند زدی شکوفه ها باز شدند



ناگاه که کوچه ها پر آواز شدند
از شوق پرندگان به پرواز شدند
بر روی رواق خانه بر چهره من
لبخند زدی شکوفه ها باز شدند