۱۳۹۷ شهریور ۲۷, سه‌شنبه

تا وادی کربلا که سرگردانیم




تا وادی کربلا که سرگردانیم
در روضه شب و روز به قبرستانیم
در دور تسلسلی که از جهل و جنون
ما تا به ابد که در جهان می مانیم

مهدی یعقوبی

۱۳۹۷ شهریور ۲۱, چهارشنبه

من عاشق کردستانم





زیبایی جاودانه ی ایرانم
خورشید شراره می کشد در جانم
غرنده تر از شیر که در میدانها
من تا به ابد عاشق کردستانم

مهدی یعقوبی
 

۱۳۹۷ شهریور ۳, شنبه

از کنج قفس



از جنگل سرسبز جدایش کردند
 زنجیر که با قهقهه پایش کردند
از کنج قفس پرنده را صیادان
بالش که شکستند رهایش کردند
مهدی یعقوبی

۱۳۹۷ مرداد ۲۴, چهارشنبه

هر لحظه جهان که در تکاپو بودن




 هر لحظه جهان که در تکاپو بودن
بیزار که در برکه شب آسودن
در زیر تگرگ و غرش توفانها
با نغمه خورشید که پر بگشودن
مهدی یعقوبی


 

۱۳۹۷ مرداد ۱۱, پنجشنبه

هرگز نشود که تجزیه ایرانم




ای میهن جاودان دل توفانم
عشقت به همیشه شعله ور در جانم
از ترک و بلوچ و کرد و هر رنگ و نژاد

یک روح همگی که در تن ایرانم
مهدی یعقوبی

۱۳۹۷ تیر ۱۰, یکشنبه

دشمن که همین جا به همین ایران است



 گرگی که لباس میش ها پنهان است
عمامه به سر پلید و بی وجدان است
ای مردم تشنه لب که در خرمشهر
دشمن که همین جا به همین ایران است

مهدی یعقوبی

۱۳۹۷ فروردین ۱۸, شنبه

اسلام که آمد همه شادی ها مرد



اسلام که آمد همه شادی ها مرد
رویای شقایقان زیبا پژمرد
با تیغه شمشیر خدا را آورد
از سفره ما گرسنگان نان را برد
مهدی یعقوبی