یکشنبه ۸ ژانویهٔ ۲۰۱۲

یک رباعی تازه - مهدی یعقوبی



 در پنجه من همیشه سنتوری هست
عطر تن آینده  پر شوری هست
در دهشت  تاریک ترین تاریکی
اعماق دلم شکوفه ی نوری هست



شنبه ۲۶ نوامبر ۲۰۱۱

رباعی - مهدی یعقوبی




شب از پی شب اگر چه عمری همه جاست 
نوری  به  فراز کوهساران  پیداست
در زیر تگرگ عاشقی می خوانَد :
من زندگی ام جستن زیبایی هاست


رباعی - مهدی یعقوبی




بگذار خبر کنم که شب بو آمد
بر جنگل سبز بچه آهو آمد
با آنهمه سیم خاردار از همه سو
با گل سر منقار پرستو آمد
***
در باغ انار یک شقایق می رست
قمری به ترانه جفت خود را می جست
جا پای غریب خاطراتم را نرم
موجی به لب ساحل دریا می شست
***
من باغی پر از شکوفه رنگینم
عشقی ابدی در دل آتشگینم
در گستر بیکرانه خورشیدی
عالم همه را یک گل رُز می بینم 




از پنجره ماه میکند جادویم
پستوی خیال دشتی از شب بویم
در رایحه ی ستاره گان عشق تو را
در پرده راز کهکشان می جویم
*** 
نجوای سکوت دشت گلپوشم من
با آبی آسمان هماغوشم من
در سر زدن سپیده از قله دور
از برکه نور آب می نوشم من
*** 
در دیده من گاه زمان گم بشود
تنپوش زمین و آسمان گم بشود
جانم به جهان به ناگهان نورانی
از قفل تنم به بیکران گم بشود

رباعی - مهدی یعقوبی




در سبزترین دقایق بیداری
در باغچه خانه ما پنداری
در آمدنت شکوفه ها میرقصند
با عقربه های ساعت دیواری
***
هنگام سحر نفس نفس در را بست
از معجزه میگفت چراغی در دست
بر خیز و ببین به سینه دره و دشت
خاکستر پروانه شقایق شده است 
***
آنگاه لبالب از می ناب شدم
از مستی جاودانه سیراب شدم
از مرز کران به بیکرانی از نور
در نیم شب نقره ای پرتاب شدم




رباعی - مهدی یعقوبی




در غنچه صدای گل شدن می آمد
با دلهره او به سوی من می آمد
در دشت سکوت دل آتشگینم
چوپان به هوای نی زدن می آمد
***
خاموش گلی به دره ها می روید
بر صخره پلنگ ماه را می بوید
در جنگل پر شکوفه یک قمری مست
در آب زلال چشمه پر می شوید
***
تردید نکن سپیده سر خواهد زد
این باغ شکوفه در سحر خواهد زد
از کنج قفس پرنده آزادی
با صد گل سرخ بال و پر خواهد زد


رباعی - مهدی یعقوبی




در جنگل سبز من پرستوی توام
در ریشه تاک در تکاپوی توام
در یک ابدیتی زلال از مستی
در چیدن عطر باغ شب بوی توام
***
وقتی که پرنده بال و پر می شوید
صدها گل سرخ در دلم می روید
در من دل شب کسی در آئینه رود
پنهان به سکوت ماه را می بوید
***
دیدم که هجوم ابرها میکردند
در صاعقه ها مرا صدا میکردند
میرفتی و تو قناریان روی درخت
هنگام سحر خدا خدا میکردند


رباعی - مهدی یعقوبی




تو سایه ای از عقاب در پندارم
دشت  گل رازقی  دل تبدارم 
من در عطش روی تو در خاک کویر
از شط سراب آب بر میدارم
***
امروز چرا پرندگان غمبارند
تبدار در و پنجره و دیوارند
خورشید در آسمان نشسته اما
مردم همه چتر بر سر خود دارند 
***
پرواز تو با خاطره ها می آمیخت
آتش به دل شقایقان می انگیخت
از نقطه دور آسمان با عطرت
در شط سحر به خواب دریا می ریخت


رباعی - مهدی یعقوبی




در ذهن پرندگان غمی میگذرد
خورشید به ذهن شبنمی میگذرد
بر برگ رزان وزان وزان باد خزان
با زمزمه های مبهمی می گذرد
***
با عطر تو جان در بدنم می رقصد
البرز به خاک وطنم می رقصد
در آبی بی کرانه ی خورشیدی
گل گل به تن پیرهنم می رقصد
***
او حرمت پر زدن به هر بود و نبود
معنای سپیده در شب قیر اندود
ژرفای قفس نفس نفس چنگ عسس
یک ضربدری به واژه هرگز بود


رباعی - مهدی یعقوبی




ای دوست نمان به پشت در منتظرم
دیگر به سفر نخواهد آمد خبرم
من قافله های ابر را شب هنگام
بر دشت و کویر لوت باید ببرم
***
سر سبزترین سرو سر صحرایم
الماس سپیده  بر سر دریایم
هر روز به مثل چشمه ای شاد و زلال
از سینه البرز برون می آیم
***
شادا به شما پرندگان شادا شاد
آزاد همیشه باشید آزاد آزاد
آتشکده دلم در این سرما ها
گرمای پر و بال شما بادا باد


جمعه ۲۵ نوامبر ۲۰۱۱

رباعی - مهدی یعقوبی



بازآ  بازآ  که دره ها  دلگیرند
خاموش خروسان به دل شبگیرند
بر شاخه ی سیب سرخ بی دانه و آب
از دوری تو پرنده ها می میرند
***
روزی بشود که خاک ما سبز شود
ایام  زمستان  شریران  برود
خود رفته به روی گل ما چرخ زنان
پرواز کند پرنده  آهو بدود
*** 
صبحست بیا که پر به صحرا بزنیم
بال و پر خود به آب دریا بزنیم
زیبایی رقص چشمه را دریابیم
گلبانگ سحر به شام یلدا بزنیم

رباعی - مهدی یعقوبی




رقصنده تر از شکوفه در بارانم 
سرمستی  دریای پر از توفانم
هر خوشه تاک ریشه در من دارد
میخانه ای از شراب بی پایانم
***
بر زرقی از ابر تو را می بینم
یک پنجره اشک کلبه ای غمگینم
از عکس رخ ماه در آیینه رود
من از سر سادگی تو را می بینم
***
هرگاه شقایقی که پرپر بشود
پروانه عاشقی به خنجر بشود
در سینه آسمان تبدیده دلم
ناگاه بدل به شکل تند بشود


سه‌شنبه ۲۵ اکتبر ۲۰۱۱

شورش گرسنگان - رباعی مهدی یعقوبی



ای وای اگر گرسنگان بر خیزند
آتش به سر کاخ شما می ریزند
از منبرتان کشان کشان جلادان
با کینه به تیر برق می آویزند




چهارشنبه ۳۱ اوت ۲۰۱۱

رباعی - مهدی یعقوبی



تردید نکن  سپیده سر خواهد زد
این باغ شکوفه در سحر خواهد زد
از  کنج  قفس  پرنده  آزادی
با صد گل سرخ بال و پر خواهد زد

شنبه ۶ اوت ۲۰۱۱

فریاد کمک کمک کمک می آید


یک زن کارتون خواب در ماه رمضان در خیابانهای تهران

وقتی که شبانه ماه پر می ساید
در لانه خود پرنده می آساید
از نای گرسنگان تهران بزرگ
فریاد کمک کمک کمک می آید