به پیش
-
*آ تش د ر آ تش د ر آ تشیم*
*صاعقه بربیشه شب میکشیم*
**
*سینه سپر پیش تبر می کنیم*
*با ز خطر با ز خطر می کنیم*
**
*شب شکنان ما همگی یک تنیم*
*مشت گره کرد ه...
-
*سحرگاهان ، بادها عطر تند بهار نارنج را بکوچه ها می پراکندند*
*و در کنار پرچین ها که آسمان را بر شانه های خود گذاشته بودند مهربا نی در چشم
کبوتران میدرخشید...
عقاب
-
*از پشت دریچه بند هشت ، زندانبان صدایم زد : «وسایلت را جمع کن » .*
*محکومیت من پایان یافته بود وبعلت بیماری شدید ناشی ازشکنجه ها و شرایط
دهشتناک زندان میخو...
بتوء که گل قشنگه
-
*سحری تر ه د واره که پرهدی کوتراره*
*به هوای نو بها ر ه کَشه ز مه تا ستاره*
**
*بتوء که گل قشنگه و طنم خوش آب ورنگه*
*بتوء نفا ر ِ با لا تلا هی به و نگ ...